بشکن اين خاموشی را

پرنده عشق پر می زند ... می شکند این خاموشی را ... می شکند سکوت این کویر دل را ... به بالهای خسته اش ، وسوسه رسیدن ... وسوسه سیراب شدن نیرو می دهد ... نیرویی  اهورایی ... باد پرهایش را نوازش می دهد ... پرهای خسته از سفرش را می خواهد بالهایش را بیشتر باز کند ... می خواهد یا می خواهم اوج بگیرم ... با آرزوی رسیدن به آسمانها ... با آرزوی شکافتن ابرها ... <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

پس ، بشتاب ، بشکن سکوت را ... بشکن این خموشی را ... ... ...

 

 

اشکای یخی ام رو پاک کن

درای قلبت و وا کن

صدای قلبم و بشنو

من چه کردم با دل تو

کاشکی تو لحظه آخر

عشق و تو نگام می خوندی

قلب تو صدام و نشنید

رفتی با غریبه موندی

اگه یه روز بگم از این حکایت

که به تو کردم عادت

دلم پیش دلت مونده تو زندونه رفاقت

اگه یه شب برسم به حقایق

می شم خدای عاشق

می گم رازم و به ستاره ی دریای مغرب

اشکای یخی ام رو پاک کن

درای قلبت و وا کن

صدای قلبم و بشنو

من چه کردم با دل تو

 

این وبلاگ تا اطلاع ثانوی دایر می باشد

/ 16 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mojgan

آهنگ سياوش قميشي......دوسش دارم

بيليارد

تا اطلاع ثانويه اينجا چه باحاله....موفق باشی و بای...

گلرخ

سکوت سرشار از ناگفته هاست

mamanye hasty

سلام نويد جان مرسی اومدی درست گفتی اينجور آدما خيلی زيادن اما بايد درستشون کرد ،حالا چطوری ؟ خدا ميدونه ....

mamanye hasty

ضمنا اونجا مجبور شدم که پر روئی در مقابل يه آدم پررو و خود خواه و هرچی بگی کمه !!!!براش نشون بدم اين فکر هم آنی از مغزم گذشته بود که روشو کم کنم و ببخشيد ها؟:)

بيليارد

من اومدم ولی کسی منزل نبود آپديت کردی خبر بده...موفق باشی و بای...

هو من

احساس /وا قعا جالب بود

sahar

سلام رفيق... آخ جون دوباره سياه ... بلاگت در عين سادگی بسيار زيباست ... مخصوصا رنگ زمينش... قلمت پايدار.. فعلا بابای......

sahar

سلام رفيق.... چطوری جوون؟ از اينکه به خواننده های بلاگت اهميت ميدی ممنونم. از کامنت هم ممنونم.... اره منم از رنگ سياه خيلی خوشم مياد چون رازی که تو سياهی هست هيچ وقت تو روشنايی نيست.... بقيه دليلاشو توی پست ۳ آذر نوشتم..... فعلا بابای....